فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 367
فتوي پير مغان دارم و قوليست قديم ، که حرام است مي آن جا که نه يار است نديم چاک خواهم زدن اين دلق ريايي چه کنم ، روح را صحبت ناجنس عذابيست اليم تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من ، سال ها شد که منم بر در ميخانه مقيم مگرش خدمت ديرين من از ياد برفت ، اي نسيم سحري ياد دهش عهد قديم بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذري ، سر برآرد ز گلم رقص کنان عظم رميم دلبر از ما به صد اميد ستد اول دل ، ظاهرا عهد فرامش نکند خلق کريم غنچه گو تنگ دل از کار فروبسته مباش ، کز دم صبح مدد يابي و انفاس نسيم فکر بهبود خود اي دل ز دري ديگر کن ، درد عاشق نشود به به مداواي حکيم گوهر معرفت آموز که با خود ببري ، که نصيب دگران است نصاب زر و سيم دام سخت است مگر يار شود لطف خدا ، ور نه آدم نبرد صرفه ز شيطان رجيم
حافظ ار سيم و زرت نيست چه شد شاکر باش
،
چه به از دولت لطف سخن و طبع سليم
تعبیر:
دوستان و همراهان خود را بیازمای تا اخلاص و دوستی آنها بر تو مشخص شود. اگر از دوستان دغل و حیله گر دچار رنج و زحمت شده ای ناراحت نباش. در دوستی تجدیدنظر کن. به خاطر پول و ثروت، عزت نفس خود را بر باد نده. به خداوند توکل کن و نسبت به واقعیات زندگی شناخت بیشتری داشته باش.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 128
نيست در شهر نگاري که دل ما ببرد ، بختم ار يار شود رختم از اين جا ببرد کو حريفي کش سرمست که پيش کرمش ، عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد باغبانا ز خزان بي خبرت مي بينم ، آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد رهزن دهر نخفته ست مشو ايمن از او ، اگر امروز نبرده ست که فردا ببرد در خيال اين همه لعبت به هوس مي بازم ، بو که صاحب نظري نام تماشا ببرد علم و فضلي که به چل سال دلم جمع آورد ، ترسم آن نرگس مستانه به يغما ببرد بانگ گاوي چه صدا بازدهد عشوه مخر ، سامري کيست که دست از يد بيضا ببرد جام مينايي مي سد ره تنگ دليست ، منه از دست که سيل غمت از جا ببرد راه عشق ار چه کمينگاه کمانداران است ، هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد
حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه يار
،
خانه از غير بپرداز و بهل تا ببرد
تعبیر:
در سختی های زندگی سست اراده و ترسو نباش. منتظر نباش تا دیگران برایت کاری انجام دهند. ثابت قدم و با اراده به استقبال خطرات و مشکلات برو تا گره از کار فرو بسته ات باز شود. امید و ایمان به خدا را فراموش نکن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 184
دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند ، گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت ، با من راه نشين باده مستانه زدند آسمان بار امانت نتوانست کشيد ، قرعه کار به نام من ديوانه زدند جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه ، چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند شکر ايزد که ميان من و او صلح افتاد ، صوفيان رقص کنان ساغر شکرانه زدند آتش آن نيست که از شعله او خندد شمع ، آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ انديشه نقاب
،
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
تعبیر:
مشکلی که برایت پیش آمده به زودی برطرف می شود. چشم خود را باز کن و از فرصت ها استفاده کن. بیهوده برای خود گرفتاری و مشکل درست نکن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 97
تويي که بر سر خوبان کشوري چون تاج ، سزد اگر همه دلبران دهندت باج دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش ، به چين زلف تو ماچين و هند داده خراج بياض روي تو روشن چو عارض رخ روز ، سواد زلف سياه تو هست ظلمت داج دهان شهد تو داده رواج آب خضر ، لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج از اين مرض به حقيقت شفا نخواهم يافت ، که از تو درد دل اي جان نمي رسد به علاج چرا همي شکني جان من ز سنگ دلي ، دل ضعيف که باشد به نازکي چو زجاج لب تو خضر و دهان تو آب حيوان است ، قد تو سرو و ميان موي و بر به هيات عاج
فتاد در دل حافظ هواي چون تو شهي
،
کمينه ذره خاک در تو بودي کاج
تعبیر:
در زندگی کاملاً موفق هستی و در هنر به اهداف خود خواهی رسید. فقط مراقب باش تا متکبر و مغرور نشوی زیرا غرور آفت زندگی انسان است. با مردم به مهربانی و نرم خویی رفتار کن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 355
حاليا مصلحت وقت در آن مي بينم ، که کشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم جام مي گيرم و از اهل ريا دور شوم ، يعني از اهل جهان پاکدلي بگزينم جز صراحي و کتابم نبود يار و نديم ، تا حريفان دغا را به جهان کم بينم سر به آزادگي از خلق برآرم چون سرو ، گر دهد دست که دامن ز جهان درچينم بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح ، شرمسار از رخ ساقي و مي رنگينم سينه تنگ من و بار غم او هيهات ، مرد اين بار گران نيست دل مسکينم من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر ، اين متاعم که همي بيني و کمتر زينم بنده آصف عهدم دلم از راه مبر ، که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کينم
بر دلم گرد ستم هاست خدايا مپسند
،
که مکدر شود آيينه مهرآيينم
تعبیر:
بهتر است که از اطرافیان حیله گر و دو رو کناره گیری کنی تا بیشتر از این گرفتار مصیبت و بلا نشوی. این کار را هر زمان انجام دهی سود و فایده برده ای. به خداوند تکیه کن تا قلبت آرامش پیدا کند. صبور باش. دوران رنج به زودی تمام خواهد شد.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 349
دوش سوداي رخش گفتم ز سر بيرون کنم ، گفت کو زنجير تا تدبير اين مجنون کنم قامتش را سرو گفتم سر کشيد از من به خشم ، دوستان از راست مي رنجد نگارم چون کنم نکته ناسنجيده گفتم دلبرا معذور دار ، عشوه اي فرماي تا من طبع را موزون کنم زردرويي مي کشم زان طبع نازک بي گناه ، ساقيا جامي بده تا چهره را گلگون کنم اي نسيم منزل ليلي خدا را تا به کي ، ربع را برهم زنم اطلال را جيحون کنم من که ره بردم به گنج حسن بي پايان دوست ، صد گداي همچو خود را بعد از اين قارون کنم
اي مه صاحب قران از بنده حافظ ياد کن
،
تا دعاي دولت آن حسن روزافزون کنم
تعبیر:
کاری که شروع کرده ای نیمه تمام رها نکن و از ناملایمات زندگی نا امید و مأیوس نباش. به کار خود با دقت و تعمق بیشتر نگاه کن تا نقطه ضعف های خود را پیدا کنی. اگر به مقصود خود هم نرسیدی ناراحت نشو. زندگی فراز و نشیب بسیار دارد. به خداوند توکل کن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 235
زهي خجسته زماني که يار بازآيد ، به کام غمزدگان غمگسار بازآيد به پيش خيل خيالش کشيدم ابلق چشم ، بدان اميد که آن شهسوار بازآيد اگر نه در خم چوگان او رود سر من ، ز سر نگويم و سر خود چه کار بازآيد مقيم بر سر راهش نشسته ام چون گرد ، بدان هوس که بدين رهگذار بازآيد دلي که با سر زلفين او قراري داد ، گمان مبر که بدان دل قرار بازآيد چه جورها که کشيدند بلبلان از دي ، به بوي آن که دگر نوبهار بازآيد
ز نقش بند قضا هست اميد آن حافظ
،
که همچو سرو به دستم نگار بازآيد
تعبیر:
در انتظار به سر می بری. نا امید و ناراحت نباش زیرا به مقصود خود می رسی. بلا و مصیبت های رسیده را تحمل کن. در کوره ی حوادث، خود را آبدیده کن و تجربه اندوزی کن تا لذت بیشتری از پیروزی ببری.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 474
هواخواه توام جانا و مي دانم که مي داني ، که هم ناديده مي بيني و هم ننوشته مي خواني ملامتگو چه دريابد ميان عاشق و معشوق ، نبيند چشم نابينا خصوص اسرار پنهاني بيفشان زلف و صوفي را به پابازي و رقص آور ، که از هر رقعه دلقش هزاران بت بيفشاني گشاد کار مشتاقان در آن ابروي دلبند است ، خدا را يک نفس بنشين گره بگشا ز پيشاني ملک در سجده آدم زمين بوس تو نيت کرد ، که در حسن تو لطفي ديد بيش از حد انساني چراغ افروز چشم ما نسيم زلف جانان است ، مباد اين جمع را يا رب غم از باد پريشاني دريغا عيش شبگيري که در خواب سحر بگذشت ، نداني قدر وقت اي دل مگر وقتي که درماني ملول از همرهان بودن طريق کارداني نيست ، بکش دشواري منزل به ياد عهد آساني
خيال چنبر زلفش فريبت مي دهد حافظ
،
نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنباني
تعبیر:
فرصت ها و لحظات زندگی را مفت و مسلم از دست نده تا پشیمان و نادم نشوی. در روزگار راحتی و آسایش به فکر آینده و دوران سختی باش و عاقبت اندیشی کن. دیده ای حقیقت بین و آگاه لازم است تا ناگهان دچار لغزش و اشتباه نشوی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 374
بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم ، فلک را سقف بشکافيم و طرحي نو دراندازيم اگر غم لشکر انگيزد که خون عاشقان ريزد ، من و ساقي به هم تازيم و بنيادش براندازيم شراب ارغواني را گلاب اندر قدح ريزيم ، نسيم عطرگردان را شکر در مجمر اندازيم چو در دست است رودي خوش بزن مطرب سرودي خوش ، که دست افشان غزل خوانيم و پاکوبان سر اندازيم صبا خاک وجود ما بدان عالي جناب انداز ، بود کآن شاه خوبان را نظر بر منظر اندازيم يکي از عقل مي لافد يکي طامات مي بافد ، بيا کاين داوري ها را به پيش داور اندازيم بهشت عدن اگر خواهي بيا با ما به ميخانه ، که از پاي خمت روزي به حوض کوثر اندازيم
سخنداني و خوشخواني نمي ورزند در شيراز
،
بيا حافظ که تا خود را به ملکي ديگر اندازيم
تعبیر:
سعادت و نیکبختی به تو روی آورده است. غم و اندوه دنیا را رها کن و سخت نگیر. آنچه پیش آید خیر و صلاح تو در آن است. راه های مختلف را امتحان کن تا شادی و سرور تو بادوام باشد.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 493
اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي ، دل بي تو به جان آمد وقت است که بازآيي دايم گل اين بستان شاداب نمي ماند ، درياب ضعيفان را در وقت توانايي ديشب گله زلفش با باد همي کردم ، گفتا غلطي بگذر زين فکرت سودايي صد باد صبا اين جا با سلسله مي رقصند ، اين است حريف اي دل تا باد نپيمايي مشتاقي و مهجوري دور از تو چنانم کرد ، کز دست بخواهد شد پاياب شکيبايي يا رب به که شايد گفت اين نکته که در عالم ، رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجايي ساقي چمن گل را بي روي تو رنگي نيست ، شمشاد خرامان کن تا باغ بيارايي اي درد توام درمان در بستر ناکامي ، و اي ياد توام مونس در گوشه تنهايي در دايره قسمت ما نقطه تسليميم ، لطف آن چه تو انديشي حکم آن چه تو فرمايي فکر خود و راي خود در عالم رندي نيست ، کفر است در اين مذهب خودبيني و خودرايي زين دايره مينا خونين جگرم مي ده ، تا حل کنم اين مشکل در ساغر مينايي
حافظ شب هجران شد بوي خوش وصل آمد
،
شاديت مبارک باد اي عاشق شيدايي
تعبیر:
خودپسندی و تکبر را از خود دور کن. آنچه باعث شکست و ناکامی تو می شود بی فکری و غرور است. از افکار بیهوده دست بردار. به آنچه قسمت و نصیب تو است راضی باش و به آنچه که داری قناعت کن. اگر واقع بین و دقیق باشی به آرزوهای خود می رسی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 465
رفتم به باغ صبحدمي تا چنم گلي ، آمد به گوش ناگهم آواز بلبلي مسکين چو من به عشق گلي گشته مبتلا ، و اندر چمن فکنده ز فرياد غلغلي مي گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم ، مي کردم اندر آن گل و بلبل تاملي گل يار حسن گشته و بلبل قرين عشق ، آن را تفضلي نه و اين را تبدلي چون کرد در دلم اثر آواز عندليب ، گشتم چنان که هيچ نماندم تحملي بس گل شکفته مي شود اين باغ را ولي ، کس بي بلاي خار نچيده ست از او گلي
حافظ مدار اميد فرج از مدار چرخ
،
دارد هزار عيب و ندارد تفضلي
تعبیر:
هرگز بدون رنج و زحمت به جایی نخواهی رسید. بنابراین بهتر است که کار و کوشش کنی تا به مقصود برسی. زندگی همیشه بر وفق مراد نمی چرخد. باید صبر و تحمل کرد و رنج و زحمت ها را به شادی و سرور تبدیل کرد.
فال حافظ روزانه سه شنبه 23 تیر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 111
عکس روي تو چو در آينه جام افتاد ، عارف از خنده مي در طمع خام افتاد حسن روي تو به يک جلوه که در آينه کرد ، اين همه نقش در آيينه اوهام افتاد اين همه عکس مي و نقش نگارين که نمود ، يک فروغ رخ ساقيست که در جام افتاد غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد ، کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم ، اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد چه کند کز پي دوران نرود چون پرگار ، هر که در دايره گردش ايام افتاد در خم زلف تو آويخت دل از چاه زنخ ، آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد آن شد اي خواجه که در صومعه بازم بيني ، کار ما با رخ ساقي و لب جام افتاد زير شمشير غمش رقص کنان بايد رفت ، کان که شد کشته او نيک سرانجام افتاد هر دمش با من دلسوخته لطفي دگر است ، اين گدا بين که چه شايسته انعام افتاد
صوفيان جمله حريفند و نظرباز ولي
،
زين ميان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
تعبیر:
فریب ظواهر هر کار را نخور و به عمق و پایان کار بیندیش. مشکلاتی که در سر راه تو قرار گرفته نتیجه ی خودبینی و عجله و مشورت نکردن در کارهاست. اگر امیدوار باشی و عاقلانه چاره اندیشی کنی می توانی شکست خود را جبران کنی.